سیمان کارون پس از سال ها رکود؛ احیای تولید، تثبیت اشتغال و توسعه زیرساخت
وقتی «تصمیم درست» از یک جاده آغاز میشود
در اقتصاد امروز ایران، پروژههایی مانند آسفالت یک جاده شش کیلومتری، در نگاه نخست شاید یک اقدام عمرانی ساده تلقی شود؛ اما در واقع، این دست پروژهها شاخصی برای سنجش کیفیت مدیریت، میزان مسئولیتپذیری اجتماعی و درک بنگاه از نقش خود در توسعه منطقهای هستند.
پروژه آسفالت محور موسوم به «6 کیلومتر سیمان کارون» پس از نزدیک به 25 سال انتظار، تنها یک مسیر ارتباطی نیست؛ این پروژه نماد یک تغییر رویکرد است. تغییری از مدیریت ایستا و حداقلی، به مدیریتی که توسعه زیرساخت، رضایتمندی پرسنل و اعتماد عمومی را جزئی از مأموریت اقتصادی خود میداند.
واقعیت آن است که مهندس موسوی، مدیریت سیمان کارون را در شرایطی تحویل گرفت که شرکت با بدهیهای انباشته، افت شدید تولید و فرسودگی ساختاری مواجه بود. کارخانهای که تنها با حدود یکسوم ظرفیت واقعی خود فعالیت میکرد و بیش از آنکه مولد ارزش باشد، درگیر بقا شده بود. در چنین شرایطی، سادهترین راه، مدیریت روزمره و انتقال بحران به آینده بود؛ اما انتخاب مسیر دشوارتر، یعنی تصمیم تخصصی و اصلاح ساختار، سرنوشت متفاوتی برای سیمان کارون رقم زد.
اورهال کامل سیستم تولید، تعویض کورهها، بازطراحی فرآیندها و بازگرداندن کارخانه به نقطه بهرهوری حداکثری، نه با شعار، بلکه با تصمیمات پرریسک و حرفهای محقق شد. نتیجه آن، افزایش تولید، بازگشت اعتبار شرکت در بازار و کاهش فشارهای اقتصادی بود؛ دستاوردی که بدون جسارت مدیریتی ممکن نبود.
اما شاید مهمترین بخش این تحول، توجه به سرمایه انسانی باشد. حذف پیمانکار نیروی انسانی، جذب نیروهای واحد بارگیرخانه پس از 26 سال، افزایش حقوق، پرداخت پاداشها و تقویت امنیت شغلی، نشان داد که نگاه مدیریت جدید، انسانمحور و توسعهگراست. این رویکرد، مستقیماً به افزایش رضایتمندی پرسنل و ثبات اجتماعی در منطقه منجر شده است؛ موضوعی که در اقتصادهای محلی، اثر آن کمتر از سود مالی نیست.
در این میان، اجرای پروژه آسفالت جاده سیمان کارون را باید حلقهای از یک زنجیره دانست؛ زنجیرهای که از احیای تولید آغاز شده، به امنیت شغلی رسیده و اکنون در قالب مسئولیت اجتماعی و توسعه زیرساخت عمومی، خود را به جامعه محلی بازمیگرداند.
سیمان کارون امروز، صرفاً یک کارخانه نیست؛ بلکه نمونهای از این واقعیت است که مدیریت تخصصی، شفافیت و تلاش مستمر میتواند حتی در سختترین شرایط اقتصادی، مسیر توسعه را باز کند. این تجربه، اگر دیده و تحلیل شود، میتواند الگویی قابل تعمیم برای دیگر بنگاههای صنعتی کشور باشد.
گاهی توسعه، نه از طرحهای میلیاردی، بلکه از تصمیم درست در زمان درست آغاز میشود؛ تصمیمی که میتواند یک جاده باشد، اما به آینده یک منطقه ختم شود.