ازهویت ملی تا قوم گرایی، وقتی گذشته، آینده را به گروگان می گیرد
یاداشت/ ملک محمد مکوندی
هر جامعه ای تاریخ و فرهنگ خاص خود را دارد که شناخت ان ارزشمند و در جای خود قابل استفاده است اما باید دید مرز بین گذشته واسارت در گذشته کجاست ؟ ملت هایی پیشرفت می کنند که آینده را می سازند نه اینکه در گذشته متوقف شوند.
مطالعه تاریخ هر کشور صرفا بررسی رویدادهای گذشته نیست بلکه کنکاشی درسیر تحولات سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی است که از خلال ان می توان شناختی عمیق از انسان، جامعه و ساختارهای قدرت بدست آورد.
جوامعی که گذشته خود را نمی شناسند در معرض تکرار خطاهای گذشته هستند.جنگ ها، انقلاب ها، جنبش ها و تحولات فکری و فرهنگی اگر به درستی فهم و تحلیل نشوند می توانند دو باره با همان هزینه ها و اسیب ها تکرار شوند بنابراین تاریخ راهی برای شناخت و ظرفیت های بشری در مواجهه با بحران ها، خلق فرصت های جدید و شکل دادن به آینده ای آگاهانه تر است.
حفظ و معرفی تاریخ و فرهنگ محلی اقوام، بخشی ازتنوع ایران است در سال های اخیر مراسمات و مناسبت های سنتی و فرهنگی، فضای مجازی و شبکه های اجتماعی امکان انتشار گسترده روایت های محلی، قومی و قبیله ای و طایفه ای را فراهم کرده اند اگر از این ظرفیت بدرستی استفاده شود می تواند در معرفی فرهنگ های گوناگون و چهره های شایسته اقوام، مفید باشد و باعث تقویت فرهنگ ملی و انسجام اجتماعی شود.
اما اگر از ابزار فضای مجازی، مراسمات و مناسبت های فرهنگی و سنتی، مباحث برتری جویی قومی، نزاع های طایفه ای و تمرکز افراطی بر اختلافات گذشته و اسطوره سازی های کاذب ترویج شود، اولا منجر به شکاف اجتماعی می شود. ثانیا انسجام ملی را تضعیف می کند ومنابع فکری و اجتماعی را از مسائل اساسی کشور دور می سازد.
شکی نیست که حفظ و معرفی تاریخ و هویت قومی لزوما مانع توسعه نیست کمااینکه کشورهای سوئیس،اسپانیا،سنگاپور و مالزی هم هویت های قومی و محلی دارند ولی بدلیل اینکه هویت های قومی و محلی در راستای تقویت هویت و انسجام ملی بکار گرفته شدند همچنان توسعه یافته اند.
تقویت هویت ملی در کناراحترام به تنوع فرهنگی اقوام یکی از پیش شرط های انسجام و توسعه پایدار است. اما پرسش اساسی اینجاست ایا زمانی که وفاداری های قومی و قبیله ای بعنوان مهم ترین هویت اجتماعی پررنگ می شوند و بالاتر از منافع عمومی و ملی قرار می گیرد، تمرکز جامعه را از مسائل کلیدی و اساسی کشور و مقوله رشد و توسعه منحرف نمی سازند؟
گاها مشاهده می شود روابط خویشاوندی به جای شایسته سالاری عامل مهمی در تعیین افراد برای مناصب کلیدی کشور است در جوامعی که روابط خویشاوندی و قومی در استخدام ها، کسب مناصب مهم و کلیدی، و مراکز تصمیم گیری اولویت دارند اعتماد عمومی و بهره وری کاهش می یابد و بعید است پیشرفتی حاصل شود و توسعه ای رخ دهد.
کشمکش های افراد صاحب نفوذ استان ها به سبک و سیاق ملوک الطوایفی برای گرفتن سهم بیشتری از بودجه و تسهیلات و اشتغال تا احداث کارخانجات، بدون توجه به مزیت ها و قابلیت های کشور و مغایر با طرح آمایش سرزمین، که از ابتدای انقلاب تاکنون ادامه دارد، اینک تا سهم خواهی شهرستانها و بدنبال ان نزاعهای اقوام درون شهرستان برای گرفتن سهم بیشتر از اشتغال و تسهیلات و کسب مناصب مدیریتی دستگاههای اجرایی گسترش یافت. کار به جایی رسید که اگر فرصت اشتغال در یک شهرستان فراهم شود بدلیل ترویج این نوع فرهنگ کاذب، بیشتر مردم و مسئولین شهرستان بلاخص برخی از نمایندگان مجلس اجازه استخدام غیر بومی ها را نمی دهند و جالب اینجاست که در همان شهرستان رقابت های قومی و طایفه ای برای گرفتن سهم بیشتر از اشتغال و تسهیلات و مناصب اداری و حکومتی قوت می گیرد و اصل شایسته سالاری اهمیت و جایگاه خود را از دست می دهد و به حاشیه رانده می شود.
هر اندازه جامعه بیشتر در رقابت های استانی و طایفه ای، قومی و قبیله ای و خویشاوندی و خانوادگی انهم با افتخار به منازعات وجنگ های طایفه ای و خانوادگی گذشته غرق شود، از تمرکز بر اولویت های اساسی رشد و توسعه و سرنوشت ملی ومسائل اساسی اقتصاد،اشتغال، رفاه و جایگاه بین المللی، آزادی های فردی و اجتماعی و حقوق شهروندی عقب می ماند و متقبل هزینه های زیاد می شود توسعه نیازمند نهادهای کارآمد، اعتمادعمومی،توجه به شایسته سالاری و همکاری بین همه شهروندان امکان پذیر است.
راه برون رفت از شرایط فعلی تزریق روح تازه به کالبد جامعه بیمار و نگاهی به اصلاح شیوه حاکمیتی در همه ابعاد بخصوص توجه جدی به منافع ملی و ترجیح ان بر مسائل منطقه ای و قومی و قبیله ای، انتخابات آزاد و فراگیر، توجه به حقوق شهروندی، تاکید بر اصل تفکیک قوا بخصوص تفهیم این اصل به وکلای مجلس به منظور عدم دخالت در عزل و نصب مدیران، مبارزه با رانت و فساد و باند بازی، بازسازی فرهنگ شایسته سالاری و ..... است.